سرانجام تركيب نهايي مجلس نهم مشخص شد تا آنها كه منتخب مردم بودهاند
راهي بهارستان شوند اما شايد روي بررسي آراء و علل شكست راه نيافتگان نهم
مجلس نهم هم خالي از لطف نباشد چنانكه در اين بين آراي برخي چهره هاي
بازمانده از ورود به مجلس بسيار معنادار هم به نظر مي رسد.
علي اصغر خاني و نبي رودكي دو كانديدايي هستند كه سابقه پررنگ آنها در شهرداري تهران و رابطه نزديكشان با شهردار، پاي آنها را به ليست جبهه متحد اصولگرايان باز كرد. و اين در حالي بود كه از همان روزهاي آغاز تبليغات در دور نخست انتخابات، جداي از حجم تبليغات گسترده جبهه متحد اصولگرايان، تبليغات شگفت آور علي اصغر خاني و نبي رودكي مشخص كرد كه يك ستاد بزرگ و پر امكانات به دنبال تبليغ انتخاباتي براي اين دو كانديداست.
نصب پوسترهاي رنگي فراوان در بسياري از خيابان هاي اصلي پايتخت، پخش تراكت هاي بيشمار در منازل و معابر عمومي و ... بگونه اي بود كه در بسياري مواقع به نظر مي رسيد رقابت در دور دوم انتخابات تنها براي يك كرسي مجلس مي باشد كه آن هم رقابت ميان علي اصغر خاني و نبي رودكي است!
اما نتايج دور اول انتخابات تهران نشان داد كه نه شبكه اجتماعي محله محور مورد ادعاي ياران قاليباف، و نه تشكيلات 6 ساله حزب عدالت و توسعه در تهران و نه حتي تبليغات شعاري و پر خرج نتوانست براي دو كانديداي اختصاصي شهرداري تهران، كاري از پيش ببرد تا تبليغات پر رنگ و لعابي كه در برخي موارد به "ضدتبليغي" تبديل شده بود، رتبه اي بهتر از 43 براي رودكي و 49 براي خاني را رقم نزند.
در همان برهه مي شد به راحتي تشخيص داد كه علت راي كمرنگ و معنادار مردم پايتخت به سهميه هاي ويژه قاليباف در انتخابات، از كجا نشات مي گيرد. "خلاء گفتماني" و روي آوردن به تبليغات پرحجم و پر خرج؛شاه كليد فهم راي معنادار مردم تهران به نامبردگان بود اما اين موضوع هيچ گاه از سوي اين جريان به درستي فهم نشد و با آغاز دور دوم انتخابات مجلس، افزايش تصاعدي حجم و هزينه تبليغات خاني و رودكي نشان داد نه تنها نيت اصلاح اشتباهات دور اول در دستور كار قرار ندارد كه دقيقا همان روند با ضريب بيشتر در حال تكرار است بگونه اي كه تبليغات عجيب و شگفت آور باقر قاليباف در سال 84 در اذهان بسياري تداعي شد.
از سوي ديگر شكست نمايندگان ويژه قاليباف به تهران محدود نماند و مرتضي طلايي چهره سرشناس حامي شهردار تهران، در زادگاه خود اصفهان رقابت را به رقبا واگذار كرد و اين چنين بود كه با وجود افزايش مشاركت در مرحله دوم انتخابات در شهر اصفهان و در شرايطي كه سبد راي شرق اصفهان با كمك حسن كامران و سبد راي غرب اصفهان با كمك كانديدايي ديگر به ياري يار قاليباف در اصفهان آمده و ساكت مديرعامل سرشناس تيم سپاهان در اصفهان در محوريت ستادهاي طلايي قرار گرفت تا تبليغات طلايي در اين شهر نمود كند، باز هم يار قاليباف از رسيدن به بهارستان باز بماند و بر اين اساس،ميزان واقعي نفوذ اجتماعي جرياني كه اين روزها بدور قاليباف گرد آمده اند آشكار شود.
هر چند انتقاد جبهه پايداري به حضور قاليباف و لاريجاني در مكانيزم وحدت نه به اين دلايل بلكه به دليل مواضع سياسي آنها در برهه اي حياتي همچون فتنه 88 بود اما حتي با منطق تسامح گونه جبهه متحد براي قرار گرفتن نمايندگاني از اين دو جريان در مركز تصميم گيري اصولگرايان نيز كاملا واضح بود كه پايگاه اجتماعي قاليباف آنچنانكه آقاي زاكاني رييس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرايان پيش از برگزاري دور اول انتخابات در همایش "مشارکت حداکثری در انتخاب اصلح" در دانشگاه شاهد اظهار داشته بود قابل اعتنا نيست:
"استدلال مؤسسین جبهه متحد (برای حضور آقاي قالیباف در این جبهه) این بود که تهران شرایط خاصی دارد و پیروزی در تهران هم مهم است. با این شرایط خاص، حزب عدالت و پیشرفت که آقای طلايی (از نزدیکان قالیباف) و دوستان در تهران دارند، اینها یک سازماندهی را در تهران راهاندازی کردند. (دوستان جبهه متحد) گفتند این سازماندهی میتواند در تهران به ما کمک کند. این یک حزب است، شبکه سازماندهی در محلات درست کرده است. یک حزب است که چهار تا پنج سال است که مجوز گرفته و کار میکند. در تهران کار کرده و در محلات تهران نمایندگی دارد. اینها (دوستان جبهه متحد) هم که میدانستند گفتند این ارزش است و میتوان از آن استفاده کرد.
نکته دوم هم اینکه آقای قالیباف به عنوان یک اصولگرا، یک آبرویی از نظر کارکردی در تهران دارد که آبرویش به درد ما میخورد. و بعد هم (دوستان جبهه متحد) گفتند که این حزب ایشان اگر در سراسر کشور امکانی داشت به درد مجموعه میخورد. استدلالشان این بود از باب ظرفیتی که پیرامون آقای قالیباف هست ایشان یک نماینده در شورای مرکزی داشته باشند."
به نظر مي رسد تصورات نادرست نسبت به ميزان محبوبيت برخي چهره هاي سياسي كه پيش از اين نيز در انتخابات رياست جمهوري سال 84 نمود آشكاري پيدا كرده بود، مبناي بسياري از تصميم هاي نادرست و غيرواقعي است كه در صورت عدم اصلاح؛ در انتخابات آتي رياست جمهوري نيز ضربه سنگيني بر پيكره اين جريان وارد خواهد كرد.

شرط حضور حداکثری و انتخاب درست مردم؛ التزام عملی به 'اخلاق انتخاباتی'
پایبندی و التزام عملی نامزدان انتخاباتی و عوامل اجرایی انتخابات به قواعد و اصول یک رقابت سالم و اخلاقمدارانه، توصیه اکید و صریح مقام معظم رهبری در تمام انتخابات در ادوار گذشته بوده و از این منظر، ایشان حضور حداکثری مردم در انتخابات را پیگیری کردهاند.
تفاوت نقد و تخریب به روایت صفارهرندی
ادامه مطلب...
انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را شاید از حیث شگفتیسازی بتوان با انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در ایران مقایسه کرد. شگفتیسازی در میزان مشارکت، شور و نشاط انتخاباتی و منتخبینی که از این آوردگاه به مجلس راه یافتند، همه و همه شباهتهایی است که این انتخابات را شبیهترین انتخابات به نهمین انتخابات ریاست جمهوری و یکی از شگفتیسازترین انتخابات مجلس پس از پیروزی انقلاب اسلامی کرده است.
در شرایطی که کشورهای غربی با گوشه چشمی به فتنه 88، در آستانه انتخابات مجلس نهم تمام توان داخلی و خارجی خود را برای کاهش مشارکت عمومی و عملیسازی پروژه تحریم انتخابات بسیج کرده بودند، کنار کشیدن جریان داخلی حامی فتنه از این انتخابات نیز تاثیری عملی بر مشارکت مردم در مجلس نداشت و آمار مشارکت در این دوره از دوره قبلی مجلس نیز پیشی گرفت.
از سوی دیگر نتایج انتخابات مجلس نهم و نگاهی به جدول راه یافتگان و بازماندگان از این مجلس و میزان رای برخی راهیافتگان نسبت به دوره قبل، نیز پیامهای و معانی بسیار مهمی را برای اهالی سیاست داشته و تحلیلهای حائز اهمیتی را ارائه خواهد کرد.
1. نتیجه چهارسال هیاهو و توهین به جریان انقلابی برای جذب رای بدنه اصلاح طلب و کاهش 21 درصدی آرا
این سه کاندیدا عمدتاً به دلیل مواضعشان در دوره فتنه، با مخالفت جبهه متحد اصولگرایان مبنی بر قرار گرفتن در فهرست انتخاباتی این جبهه، مواجه شدند. این امر موجب شد تا سه ناکام حضور در لیست گروه 8+7، به صورت مستقل فهرستی را با نام "منتقدین دولت" که در ادامه به "صدای ملت" تغییر نام داد، منتشر کنند که با بررسی نوع تبلیغات و ادبیات حاکم بر مواضع اعضای آن، مشخص شد بیشتر به دنبال جذب رأی بدنه اصلاحطلبان در شهر تهران هستند.
علی مطهری شاخصترین کاندیدای این فهرست بود. مطهری را باید یکی از جنجالیترین نمایندگان مجلس هشتم به حساب آورد. مطهری که سالهاي پس از شهادت پدر را با شهرت محدودي به سر برده بود و جز معدود مقالات در باب مقوله حجاب در روزنامه کیهان از او ردپای دیگری را در عالم رسانه و سیاست نمیتوان سراغ گرفت، در جریان اعلام فهرست جبهه متحد اصولگرایان در مجلس هشتم با اصرار دكتر احمدينژاد، در این فهرست انتخاباتی قرار گرفت و با استفاده از ظرفیت قرار گرفتن در لیست واحد اصولگرایان و انتساب به شهيد بزرگوار آيتالله مطهري، با وجود اینکه تا آن زمان شناختی از وی در میان مردم وجود نداشت، توانست با کسب 571 هزار و 71 رأي، به عنوان سومین برگزیده مردم شهر تهران به مجلس شورای اسلامی راه یابد.
مطهری در ابتدای کار مجلس شاید چندان ظهور و بروزی نداشت، اما ماجرای استیضاح کردان موجب شد تا به یکی از جنجالیترین نمایندگان مجلس تبديل شود. مطهری در استيضاح کردان، صحنهگردانی اصلی این ماجرا را بر عهده داشت و هر چند به ظاهر در این استیضاح با همکاری احمد توکلی و جریان رسانهای همسو با وی پیروز شد، اما رهبر انقلاب از این جلسه با عنوان " بیبند و باری سیاسی" تعبیر کردند.
اما شاید تغییر مسیر جدید مطهری و برنامهریزی برای جذب جریان اجتماعی اصلاحطلبان به ایام پس از انتخابات باز گردد. در این ایام، مطهری با انتقاد شديد از احمدینژاد، فتنه 88 را که رهبر انقلاب از آن به اقدامی برای براندازی و علیه مبانی انقلاب اسلامی تعبیر کرده بودند، به یک دعوای سیاسی میان احمدینژاد و موسوی تقلیل داده و علت فتنه را مناظره موسوی - احمدینژاد عنوان کرد.
وی با برجسته کردن مطالبات اصحاب فتنه در مجلس و گفتوگو با رسانهها، به سرعت به چهره محبوب جریانهاي رسانهای حامی فتنه تبدیل شد. همچنين، شاید وجه مشترک مواضع مطهری را بتوان متوجه كردن پيكان انتقادهايش به جریان انقلابی با هر زبان و تحقیر این جریان دانست. اصرار بر حمله به جریان انقلابی از سوی مطهری به حدی بود که در مجلس و مواجهه با برخی نمایندگان انقلابی، مطهری حتی از الفاظ رکیک نیز صرف نظر نکرد.
جنجال مطهری برای کشیدن احمدینژاد به مجلس بهمنظور سوال از رئیس جمهور که پس از بیانیه هفدهم موسوی
و
درخواست وی از مجلس به صورت جدی کلید خورد و سپس استعفاي مطهری برای عملی
شدن این درخواست، بارها و بارها مطهری را به تیتر یک رسانههای مخالف و
معارض تبديل كرد. این در حالی بود که اصرار بر این جمله که "مجلس به
شعبهای از بیت رهبری تبدیل شده است" موجب شد تا باز هم رسانههای ضد
انقلاب سوژهای دلچسبتر از علی مطهری برای پرداختن به آن، نیابند.
سرمایهگذاری روی بدنه اجتماعی اصلاحطلبان و پرداختن به حاشیههای پر سر و صدا و رسانه پسند، امری بود که در دوران تبلیغات انتخاباتی مجلس نهم از سوی مطهری که اینک و پس از ناکامی از ورود در لیست متحد اصولگرایان، فهرست صدای ملت را نیز یدک میکشید، به صورت مشهود پیگیری شد، به نحوی که مطهری در مناظرههای دانشگاهی، عبارات تند و بعضا توهینهایی را نسبت به جریانهاي انقلابی دانشگاهی به کار برد؛ توهینهایی که برخی از آنها با اعتراضهاي جریانهاي دانشجویی و حتی اعلام جرم این تشکلها نسبت به علی مطهری همراه بود. مطهری در واکنش به انتقاد دانشجویان دانشگاه شریف به عملکرد مجلس در قبال ماجرای وقف دانشگاه آزاد، دانشجویان چهار تشکل مطرح دانشجویی را که سامان دهنده تجمع اعتراضی در مقابل مجلس بودند، "اراذل و اوباش" و " ساندیسخور" خطاب کرد.
مطهری رويكرد مشابهي را نيز در قبال حجت الاسلام علیرضا پناهیان یکی از محبوبترین سخنرانان محافل مذهبی و انقلابی دنبال کرد و با انتشار نامهای در رسانهها در قالب پاسخ به سخنرانیهای پناهیان، بهصورت مبسوط به موضوع انتقاد از رهبری پرداخت.
این روند موجب شد تا برخی از جریانهاي رسانهای نیز مطهری را به عنوان شانس کسب یکی از سه رأی اول تهران معرفی کرده و حتی برخی از نمایندگان مجلس، فهرست صدای ملت را که با اتکا به وی تشکیل شده بود، صاحب حداقل پنج کرسی نمایندگان تهران در مجلس شورای اسلامی بدانند.
با اتمام شمارش آرا و اعلام نتایج انتخابات در حوزه تهران، اما واقعیت به گونه دیگری خود را به نمایش گذاشت. مطهری نه تنها در مرحله اول انتخابات موفق به راهیابی به مجلس نشد، بلکه از جایگاه سوم به جایگاه نهم تنزل رتبه پیدا کرد، بهطوری که بر خلاف برنامهریزی و تصور وی، در دوره نهم مطهری 125 هزار رأی کمتر از دوره قبل کسب کرد و با کاهش 21 درصدی آرا، یکی از بزرگترین ارقام کاهش آرا را به خود اختصاص داد.
در عین حال، حمید رضا کاتوزیان یار دیگر علی مطهری و از مؤسسین فهرست صدای ملت نیز که در ایام انتخابات ریاست جمهوری ستاد اصولگرایان حامی موسوی را تشکیل داده و در ایام فتنه نیز با تدارک مراسم ختم برای سعیده پورآقایی (با وجود در قید حیات بودن پورآقایی)، به بهانه کشته شدن در فتنه، نقش جدی در فضاسازی رسانهای به نفع جریان فتنه داشت، یکی دیگر از ناکامان بزرگ انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابیه تهران بود.
کاتوزیان که در انتخابات مجلس هشتم با کسب 500 هزار رأی و در جایگاه دهمین منتخب مردم تهران در مرحله اول انتخابات به مجلس راه یافت، در این دوره از انتخابات به جایگاه 53 تنزل یافت و با کاهش نزدیک 330 هزار رأی، تنها توانست 160 هزار رأی کسب کند تا در این دوره از انتخابات، کاهشی 67 درصدی در آراي خود را تجربه کند. این کاهش به حدی بود که کاتوزیان در مصاحبهای انصراف خود را از ادامه رقابت در مرحله دوم انتخابات مجلس نهم اعلام کرد.
علی عباسپور تهرانی، ضلع سوم فهرست صدای ملت که به عنوان رئیس دو دوره کمیسیون آموزش مجلس و از یاران و اقوام عبدالله جاسبی در مجلس شورای اسلامی شناخته میشد، در شرایطی که در انتخابات مجلس هشتم با کسب جایگاه یازدهم تهران در مرحله اول انتخابات به مجلس راه یافت، این بار حتی در میان 60 برگزیده اول تهران هم جای نگرفت تا میزان رأی وی که در دوره گذشته 480 هزار رأی بود، این بار پایینتر از 15 هزار رأی باشد.
در عين حال، شکست سنگین فهرست صدای ملت در تهران و نگرانی مطهری از راهیابی به مجلس در دور دوم، شاید یکی از مهمترین پیامهای انتخابات مجلس باشد. برخلاف آنچه این جریان تصور میکرد، حمله به جریان انقلابی و گرفتن مواضعی نزدیک و هماهنگ با اصلاحطلبان، هر چند این جریان را به صدر رسانههای اپوزيسيون رساند، اما نه تنها مقبولیت اجتماعی خاصی برای این جریان کسب نکرد، بلکه این جریان را با افت شدید رأی مواجه کرد، بهطوري که نتایج انتخابات نهم نشان داد، مردم این جریان را پس زدهاند.
اكنون بهتر میتوان این تحلیل و دیدگاه مطهری را درباره پایگاه اجتماعی صدای ملت به چالش کشید، آنگاه که در پاسخ به خبرگزاری مهر در این باره تصریح کرد: «فکر می کنم در بین اقشار مختلف مردم پایگاه داریم. یعنی ما در قشر متدین و حزب اللهی پایگاه داریم. بسیاری از آنها تفکر و خط مشی سیاسی ما را می پسندند، نگاه مستقل ما به حوادث را تایید می کنند، همچنین نگاه فرهنگی ما را تایید می کنند. البته یک اقلیتی در قشر متدین و حزب اللهی وجود دارد که اینها تحت تاثیر امثال روزنامه کیهان و سایت رجانیوز و تبلیغاتی که علیه ما کرده اند، ممکن است نسبت به ما بدبین باشند اما وقتی ما وارد جمع آنها می شویم و بحث و گفتوگو می شود و آنها با حقایق آشنا می شوند، طرفدار تفکر ما می شوند. سایر اقشار نیز به گفتمان و تفکر ما گرایش دارند.»
اصلاح طلبان ظاهرا همچنان در این توهم تئوریک به سر می برند که توده ها حافظه تاریخی ندارند و زود، دیروز را به فراموشی می سپارند. اما خاصیت یک شخصیت سیاسی آنست که گفته ها و نوشته ها و مواضع ثبت و ضبط اند و از آنها برایش گریزی نیست.
خاتمی نمی تواند انکار کند که جریان اصلاحات انتخابات مجلس نهم را تحریم کرده بود. او در جایی در توجیه علت عدم مشارکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس می گوید: «شرایطی که کف خواسته اصلاح طلبان و بخش مهمی از ملت و شرط تأمین مصالح و امنیت ملی و پیشرفت کشور است برآورده شود تا همه بتوانند در عرصه سرنوشت خود حضور فعال داشته باشند». بنا بر اخبار موثق، حتی در جلسه هفته گذشته مجمع روحانیون مبارز با حضور خاتمی نیز قرار می شود روز نهم اسفند بیانیه ای صادر شده و در آن ضمن تکرار برخی حرف های تکراری اصلاح طلبان مبنی بر عدم وجود فضای رقابت بر حضور مردم در انتخابات تاکید شود.
اما ورق این تصمیم چرا برگشت؟ چرا خاتمی که می گفت شرایط برای حضور فراهم نیست و رسما داد تحریم سر می داد،بر سر صندوق حاضر شد و رای داد؟ چرا بیانیه مجمع روحانیون درباره تحریم صادر نشد؟ پاسخ البته روشن است؛
هدف از تحریم انتخابات این بود که به اپوزیسیون بیرونی و دولت های غربی و عربی حامی فتنه سبز پیغام داده شود که ما بدنه اجتماعی قدرتمندی داریم و می توانیم با تحریم، کاهش مشارکت عمومی و زیر سوال بردن مشروعیت جمهوری اسلامی را رقم بزنیم. دقت در رسانه های غربی به خوبی این موضوع را نشان می دهد و بلا استثنا همه این رسانه ها در خبرهای مربوط به انتخابات مجلس نهم از این عبارت صریح استفاده می کنند که اصلاح طلبان انتخابات را تحریم کرده اند. نمونه این اسناد را می توانید در اینجا و اینجا و اینجا و... ببینید. جریان فتنه با این ترفند اولا می توانست در نظر اربابان بیرونی چند صباحی بیشتر عمر کند؛ و ثانیا با وعده کاهش حمایت مردمی از نظام، قول زمینه سازی برای حمله نظامی به ایران را به غربی ها بدهد. البته ناگفته نماند ظاهرا سران اصلاحات امید به کاهش مشارکت نیز داشته اند و تلاش مجمع روحانیون برای صدور بیانیه ۹ اسفند بارقه های این امید را نشان می دهد.
حضور گسترده مردم اما همه این برنامه ریزی ها را به هم ریخت. هم اکنون می توان با جرئت مدعی شد که خبر مشارکت حدود ۶۰ درصدی عمر جریان فتنه را در اذهان حامیان غربی آن به پایان می رساند. فایننشال تایمز نوشته است علی رغم تحریم انتخابات توسط اصلاح طلبان،مشارکت میلیونی و گسترده بود. مهاجرانی هم باید یقین داشته باشد که لااقل تا مدت زیادی خبری از پول نیست!
اما در این میان، جریان برانداز داخلی نیز باید با توجه به شرایط تصمیم می گرفت. برآوردهای دقیقی در هفته منتهی به انتخابات از مشارکت بالای ۶۰ درصدی مردم خبر می دادند و این،به معنای فروریختن همه ستون هایی بود که در خلا توسط این جریان ساخته شده بود. این است که خاتمی چاره ای جز حضور بر سر صندوق نداشت. او باید رای می داد تا مواضع پیشینش را پس بگیرد و بگوید انتخابات را تحریم نکرده بوده است؛ اما عکسی از او نباید منتشر می شد تا بلکه خبر حضورش همچنان در ابهام باقی بماند و رئیس دولت اصلاحات بتواند راه گریزی برای خویش داشته باشد. بیانیه مجمع نیز به همین دلیل روی خروجی سایت این تشکل نرفت.
ظاهرا اما این حرکت خاتمی دولت انگلیس و دیگر حامیان کودتای ۸۸ را به شدت عصبانی کرده است و لندن به نحوی خود را بازی خورده می بیند. در همین راستا بود که بی بی سی خط خبری صریحی را برای تحقیر و تخریب خاتمی آغاز کرد.
نتیجه ای که می توان از آنچه گذشت گرفت اینکه نباید به امثال خاتمی اجازه سوء استفاده از بازی دوگانه شان با نظام را داد. خاتمی و دیگر سران جریان موسوم به اصلاحات در وزن کشی ۱۲ اسفند ۹۰ سیلی سختی خوردند و باید مراسم ختم سیاسی خود را برگزار کنند. مشارکت گسترده ۱۲ اسفند معانی زیادی دارد. تفسیر نخست آن اینکه ۱۳ میلیون نفری که به میرحسین موسوی رای دادند، نه به فتنه،که به مدعی رهرو راه امام(ره)رای داده بودند و چون او را فتنه گر یافتند، آشکارا از وی فاصله گرفتند و این حضور کم نظیر در اولین انتخابات پس از فتنه، شاهدی محکم برای اثبات این مدعاست. برداشت منطقی دوم اینکه امیدهای تحریم کنندگان و کوبندگان به جنگ با ایران همه بر باد رفته است. در واشنگتن تحلیل رسمی این بود که نمی توان به ایران حمله نظامی آشکار کرد و تنها زمانی حمله میسر است که یقین داشته باشیم، مردم در حمله احتمالی، علیه نظام اقدام خواهند کرد؛ تحریم ها نیز به اذعان خود غربی ها همه با این هدف انجام شده است. مشارکت مردم با توجه به اینکه رسانه های غربی انتخابات را آزمون مشروعیت نظام نامیده بودند، بر این توهم خط بطلان کشید.
و نکته آخر اینکه، تیرهای پایانی دشمن همه شلیک شدند و حقیقتا استقامت مردم، همه معاندان جمهوری اسلامی را ناکام گذاشت. از صبح شنبه پس از انتخابات،ایران وارد عرصه جدیدی شده که مثالش در ۳۳ سال گذشته تجربه نشده است. ایران هم اکنون یک قدرت بی بدیل منطقه ای است و بر نمایندگان منتخب است که همه هم خود را مصروف تلاشی مضاعف برای ارتقای جایگاه ایران در عرصه جهانی نمایند.
با توجه به چند لیستی شدن اصولگرایان و بنا بر درخواست بر خی از دوستان مبنی بر معرفی افراد اصلح از بین کاندیداها، برای راهیابی به مجلس شورای اسلامی در دور نهم و بررسی های صورت گرفته، افراد زیر به عنوان پیشنهاد معرفی می شوند.
شایان ذکر است که در بررسی های صورت گرفته سعی شده است بنابر موقعیت کنونی کشور عزیزمان و منطقه و بیداری اسلامی و آینده نگری در مسائل مهم و سرنوشت ساز پیش روی مجلس آینده، افراد با تخصص و تعهد و شجاعت مناسب انتخاب شوند؛ هرچند حتما افراد دیگری نیز می توانستند در این بین باشند که بنابر محدودیت 30 نفره موجود به این افراد بسنده شده است.
1- حجتالاسلام و المسلمين دکتر مرتضی آقا تهرانی
2- دکتر غلامعلی حداد عادل
3- حجتالاسلام و المسلمين محمد حسن ابوترابی فر
4- حجتالاسلام و المسلمين روح ا... حسینیان
5- حجتالاسلام و المسلمين قاسم روانبخش
6- سردار محمد اسماعیل کوثری
7- حجتالاسلام و المسلمين حمید رسایی
8- دکتر علی اصغر زارعی
9- دکتر مهدی کوچک زاده
10- دکتر سید علیرضا مرندی
11- دکتر سید مسعود میرکاظمی
12- مهندس مهرداد بذر پاش
13- دکتر محمد سلیمانی
14- دکتر علیرضا زاکانی
15- حجتالاسلام و المسلمين دکتر محمد ناصر سقای بی ریا
16- حجتالاسلام و المسلمين دکتر سید محمود نبویان
17- مهندس سید مهدی هاشمی
18- بیژن نوباوه
19- سردار حسن حمیدزاده
20- دکتر حسین طلا
21- دکتر محمود دهقانی
22- دکتر فرهاد جوانمردی
23- دکتر محمد جمال خلیلیان
24- دکتر علی خطیبی شریفیه
25- دکتر محمد اسماعیل کفایتی
26- فاطمه الیا
27- دکتر زهره طبیب زاده نوری
28- زهره سادات لاجوردی
29- علی اصغر خانی
30- دکتر حسین مظفر
اگر مسامحه کنید ، در پیشگاه خدای تبارک و تعالی ، اگر نروید و رای ندهید و آنها که جدیت دارند به اینکه وارد بشوند درمجلس و به هم بزنند اوضاع ایران را ، آنها خدای نخواسته بروند ، مسوولیتش به عهده شماست مستقیما .

امام خامنه ای(حفظه الله):
«آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است؛ رقابتِ بدون تهمتزنى و بدگویى به یکدیگر است. فضاى انتخابات باید سالم باشد.»
«رقابت غیر از خصومت و تهمتزنی متقابل است، رقابت به معنای اثبات خود با نفی دیگران نیست. رقابت، دادن وعده های خلاف قانون، برای جلب نظر مردم نیست.»
............................................................................
مخاطب عزیز؛در نظرسنجی وبلاگ (سمت راست وبلاگ) شرکت نمایید؛
این نظرسنجی صرفا جهت ایجاد فضای رقابتی سالم میان حامیان نامزدها شکل گرفته؛
در ضمن اینکه چینش گزینه ها کاملا رندوم انجام شده است.




























